مرتضى راوندى
160
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
رعيت را آن به كار نيايد . . . اما آنچيز كه همه خلق را به كار آيد ، نبايد خاص خويش دارد و خلق را از آن بازدارد ، چنان كه گويد : فلان طعام را مخوريد تا من خورم . . . اگر كسى از رعيت پيش ملك تظلم كند ، ملك آن ستم از وى بازدارد ، و اگر چيزى ستده باشند به قهر بفرمايد تا بازدهند ، اگر آن « عملدار » « 1 » ندارد ، ملك از خاصه خود بدهد و آن عامل را ادب كند تا چنان نكند . . . » « 2 » اندرزهاى سياسى منوچهر به نفع طبقهء كشاورزان : در جاى ديگر منوچهر به كارداران و اولياى امور اندرزهاى عالى و خيرخواهانه مىدهد و به مقام و ارزش والاى كشاورزان و نقش اقتصادى آنان در دوام و بقاء حكومتها ، اشاره مىكند : « شما كاردارانيد ، برين رعيت داد كنيد و ستم نكنيد كه اين رعيت سبب خورش و طعام و شراب من است و شما هرگاه كه داد كنيد ، اين رعيت جهان را آبادان دارند و خراج من زودتر حاصل شود و روزيها بيشتر به سپاه برسد و هرگاه كه بيداد و ستم كنيد ، رعيت دست از آبادانى بدارد و جهان ويران شود و خراج من ناچيز مىشود ، زينهار اين رعيت را نگاهداريد و هرآنجا كه اندر جهان آبادانى بايد كردن . . . نفقه از بيت المال زود بدهيد و آبادانى كنيد . . . اگر ندارند از بيت المال من ايشان را وام دهيد ، تا آن آبادانى كرده شود ؛ به وقت غله آن وام از غله ستانيد و اگر آن وام يك سال نتواند داد ، به دو سال و سه سال بازستانيد ؛ و هرسال چهار يكى يا سه يكى يا نيمى ، چندانكه برايشان پديد نيايد و حال ايشان تباه نشود . » « 3 » همين مطالب ، اندكى مشروحتر ، در تاريخ الرّسل و الملوك ( يعنى در اصل كتاب طبرى ) موجود است ؛ در اين كتاب گرانقدر پس از مقدمهاى از قول منوچهر مىخوانيم : « . . . حق رعيت بر پادشاه آن است كه دربارهء ايشان مهربانى كند و امور آنان را به عدالت تمشيت دهد و آنان را به كارى كه طاقت ندارند وادار نسازد و هرگاه دچار بلاى آسمانى يا زمينى شوند ، كه موجب نقصان غله و كمى حاصل گردد ، خراجى را كه از آنان مىگرفتند ، تخفيف يا تقليل بدهد ، يا به كلّى ببخشد و هروقت گرفتار مصيبتى گردند . . . خسارتشان را جبران نمايد . . . » « 4 » در كتاب غرر سير الملوك نيز به مطلبى كه مربوط به كشاورزان است برمىخوريم : « . . . آنجا كه پادشاه ستم كند ، آبادى پديد نيايد ، شهريار دادگر به از پربارانى است ، شير
--> ( 1 ) . مامور دولت و ديوان يا « عامل » ( 2 ) . تلخيص از مجله يادگار ، سال چهارم ، شماره نهم و دهم ص 84 ( 3 ) . ابو على بلعمى : ترجمه تاريخ طبرى ، به اهتمام دكتر محمد جواد مشكور ، ص 39 به بعد ( به اختصار ) ( 4 ) . تاريخ الرسل و الملوك : ص 52 به بعد . ( به اختصار )